در مورخ 23/7/93 روز پنج شنبه اول محرم الحرام مراسمی به همین مناسبت با حضور حضرت حجت الاسلام و المسلمین  حاج آقای حسینی مسئول محترم حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان و مدیران و معاونیین و همکاران ولایت مدار درنمازخانه  سازمان برگزارشد  .

این مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز و در ادامه حضرت حجت الاسلام و المسلمین  حاج آقای حسینی ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری و عزای سید و سالار شهیدان ،الامام الثالث حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) به این حدیث امام باقر(ع) اشاره نمودند:

 وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد.

در ادامه بدین شرح به مسائلی پیرامون مسلم ابن عقیل سفیر امام حسین (ع) پرداختند  :

مسلم بن عقیل نوه ابوطالب از قبیله بنی هاشم بود در دوران حسن بن علی مسلم در خدمت او بود. سپس در زمان حسین بن علی وی به عنوان نماینده و برای بررسی اوضاع و گرفتن بیعت از مردم کوفه، عازم این شهر شد و توانست از ۱۸ هزار نفر بیعت بگیرد.در میان این افراد می‌توان به شخصیت‌هایی همچون «شبث بن ربعی» و «سلیمان بن صرد» و «مسیب بن نجبه» نام برد.

در ادامه فرمودند با عوض شدن والی کوفه نعمان بن بشیر و سر کار آمدن ابن زیاد شرایط برای فعالیت مسلم سخت گردید و والی در صدد سرکوب فعالیت‌های وی برآمد.

 در ادامه  اظهار کردند :مسلم ابتدا مدتی در منزل مختار ثقفی اقامت نمود و سپس به منزل شریک ابن اعور رفت. از آنجا که شریک از بزرگان کوفه و بیمار بود ابن زیاد تصمیم گرفت برای عیادت به منزل وی بیاید. شریک و مسلم چنین برنامه ریزی کردند که مسلم در منزل پنهان شود و پس از ورود ابن زیاد هنگامی که شریک به او علامت داد، وی را بکشد. اما پس از ورود ابن زیاد و علامت شریک، مسلم از کشتن وی ابا نمود. پس از رفتن ابن زیاد وقتی علت را از وی پرسیدند گفت به یاد جمله‌ای از محمد افتادم که در آن گفته بود مسلمان به ترور کسی را نمی‌کشد.

و در مورد شهادت حضرت مسلم چنین فرمودند : وقتی مسلم گرفتار شد او را به قصرابن زیاد بردند. مسلم در آنجا سه وصیت کرد که مسلما به وصیت سوم عمل نشد. اول هفتصد درهم بدهکارم آنچه داردم بفروشید و وام را بپردازید. دوم جسدم را در گوشه‌ای به خاک سپارید و سوم به حسین بن علی خبر دهید که به کوفه نیاید. پس از گفتگوهای تندی که رد و بدل شد، به دستور ابن زیاد، او را بالای قصر برده، سر از بدنش جدا کردند و پیکرش را به زیر افکندند سر مسلم را همراه سر هانی نزد یزید فرستادند. مرگ مسلم بن عقیل، روز هشتم ذیحجه سال ۶۰ بود.

مراسم با نوحه خوانی یکی از مادحین اهل بیت عصمت و طهارت و پذیرایی از حاضرین با چای و خرما به پایان رسید .